Monday, December 23, 2013

and Winter came

this photos was taken on 17 Dec, 2012
winter by Me
این عکس در 27 آذر 1391 ثبت شده

Saturday, November 30, 2013

dilemma


it's always a matter of time and choice
take over your fears and choose what you think is right for you
"dilemma" by Me


تردید،
همیشه مسئله ی زمان و انتخاب در میان است
بر ترس هایت غلبه کن و آن کاری رو بکن که فکر میکنی برای تو مناسب است

Tuesday, November 12, 2013

Tehran

Amirkabir cultural center, Qeytarieh park,
Tehran, Iran

پارک قیطریه، فرهنگسرای امیرکبیر
تهران

Saturday, November 9, 2013

Tehran

The Glassware and Ceramic Museum,
Tehran, Iran

موزه آبگینه و سفالینه

"Tehran" by Me


"Tehran" by Me

Tuesday, October 22, 2013

داستان


برف

سر پیچ از هم جدا شدند. یکی زندانی بود، دیگری زندانبان. زندانی دوره ی محکومیتش را گذرانده بود و زندانبان دوره ی خدمتش را. چمدان هایشان پر از گذشته بود، حوله ی کهنه، ریش تراش زنگ زده و آینه ی جیبی و ...
آن ها سرنوشت مشترک داشتند. هر دو خاطرات خود را پشت میله ها گذاشته بودند و وقتی سر پیچ از هم جدا شدند، برف بر هر دوی آن ها یکسان می بارید.

از «فرشته ها»، مینی مال های «رسول یونان»

life's great

After one and a half year of having this little beautiful creature


بعد از گذشت یک سال و نیم از داشتن این موجود کوچک زیبا

Wednesday, October 16, 2013

It's nice

When I'm thinking of someone and (s)he calls right after.


وقتی دارم به یک نفر فکر میکنم و بعد خودش تلفن میزنه.

Thursday, October 10, 2013

Autumn is here / پاییز اینجاست

Laleh Park, Tehran, Iran
September 28, 2013

"Autumn is here" by Me

پارک لاله
تهران، ایران
6 مهر، 1392

Billboards

One who hasn't come to you on their feet wont stay with your insistence.
Ardeshir Rostami
from "sketches and scribbles: Ardeshir_Nameh"


کسی که با پای خود نیامده باشد با دست های تو نمی ماند.
اردشیر رستمی
از «طرح ها و نوشته ها: اردشیرنامه»

Saturday, October 5, 2013

short stories



I want to report an accident
“Celia, it’s all your fault. You’ll find my bloated body in the pool. Farewell, Umberto.”
She stumbled out, the note in her fist, and saw me, floating face down, like a giant fly marooned in jell-O.
When she leapt to rescue me, and remembered she couldn’t swim, I got out.
                                            - Convict 338412
Written by Tom Ford
From “The world’s shortest stories” collected by “Steve Moss”


می خواهم حادثه ای گزارش کنم
«سلیا، همه اش تقصیر توست. سرانجام جسد متورم مرا در استخر پیدا می­کنی. بدرود. امبرتو.»
او یادداشت در مشت و با گام های متزلزل بیرون دوید، مرا دید، شناور با چهره ای درون آب، چون مگسی غول پیکر که در ژله غرق شده باشد.
وقتی برای نجات من خود را به آب انداخت و به یادآورد شنا بلد نیست، از آب بیرون آمدم.
-  محکوم شماره 338412
نوشته ی تام فورد
در کتاب «داستان های 55 کلمه ای»، گردآوری «استیو ماس»، ترجمه «گیتا گرکانی»

Wednesday, October 2, 2013

Billboards

"This too, shall pass"
Noticed this while taking a walk from Taman Tasik Perdana park to KL central station,
Kuala Lumpur, Malaysia

«این نیز بگذرد»
مالزی، کوالا لامپور

Monday, September 16, 2013

Billboards

Sometimes one thing means everything.
"Ardeshir Rostami"


بعضی وقت ها یک چیز یعنی همه چیز.
«اردشیر رستمی»

Saturday, September 7, 2013

Billboards

Some are so big that cannot be seen.
 "Ardeshir Rostami"


خیلی ها چنان بزرگند که دیده نمی شوند.
«اردشیر رستمی»

Billboards

To protect your feet, it is easier to wear shoes than to carpet all the earth.
"Anonymous writer"



برای محافظت از پاهای خود، پوشیدن کفش آسان­تر از فرش کردن کل زمین است.
«نویسنده ناشناس»